یک شهید، یک خاطره
چهرهاش زرد شده بود!
مریم عرفانیان
ماه رمضان آن سال در تابستانی با روزهایی گرم و طولانی بود. یک بار محمد را که هنوز خیلی کوچک بود برای خوردن سحری بیدار نکردم؛ اما...
فردایش نزدیکیهای غروب متوجه شدم رنگ چهرهاش زرد شده! با تعجب فهمیدم بدون سحری روزه گرفته! هر چه گفتم: «پسرم! مریض میشی و...» روزهاش را نخورد که نخورد.
از آن موقع به بعد، هر شب سرش را روی بالشِ من میگذاشت تا وقتی بیدار شدم، او هم برای خوردن سحری بیدار شود.
بر اساس خاطرهای از شهید محمد آهنگی
راوی: اقدس عطایی، مادر شهید